|
شرح رأفت و مهربانى حضرت محبوب ، از عهده ى احدى از جهانيان هرچند از همه ى علوم بهره مند باشد بر نمى آيد. گوشه اى از رأفت و مهربانى او را با تعمق در آيات قرآن و روايات مى توان
روزي از يك تعميركار معروف براي تعمير ديگ بخار فرسوده يك كشتي دعوت كردند. او چند سوال از مسوول كشتي پرسيد، نگاهي به لوله هاي زنگ زده انداخت و به صداي سوت مانندي كه از دستگاه بر مي خاست، خوب گوش داد. سپس چكشي به دست گرفت و چند ضربه كوتاه به قسمت هايي از آن زد. دستگاه شروع به كار كرد. تعميركار آسوده از اين موضوع، محل را ترك كرد.
همیشه از خوبی های دوستت برای خودت یه دیوار بساز
اگه روزی بدی از دوستت دیدی فقط یه آجر کم کن بی انصافی است که تمام دیوار رو خراب کنی !
گفت: برای مهمانی آماده ای؟ گفتم: کدام مهمانی؟ از چی صحبت میکنی؟ گفت: منظورم ماه رمضانه گفتم: این چه مهمانی است که پذیرایی آن نخوردن و نیاشامیدنه؟ گفت: مهمانی از نوع دیگر است و پذیرایی آن هم از نوعی دیگر! (خوردن غذای جسم است و امساک غذای جان) گفتم: آیا ما هم به مهمانی دعوت شدیم؟ گفت: دعوت عمومیه هلال رمضان که در افق دیده شد کارت دعوتی است که به همه داده شده. هلال پیک خداست.
حیف نون از جوب می پره ازش فیلم می گیرن.
فیلم را رو دور آهسته می ذارن می افته تو جوب رو دور تند میذارن می خوره به دیوار. از حیف نون می پرسن پترس کی بود ؟ می گه : یه دهقان فداکار بود که وقتی گرگ به گلش حمله کرد رفت زیر تانک و انگشتشو تو چشم راننده قطار کرد. حیف نون بیست تومانی پیدا میکنه که وسطش سوراخه به دوستش میگه : من یه بیست تومانی پیدا کردم وسطش گوشه نداره. حیف نون رفت بانک وام بگیره ضامن نداشت منفجر شد. عزراییل میاد سراغ حیف نون حیف نون خودش رو به مردن میزنه. به حیف نون میگن بن بست رو تعریف کن می گه : میری ... میری ... دیگه نمیری ! حیف نون عروسی میکنه برف شادی میزنن سرما می خوره. حیف نون می ره لایه ی ازون رو بدوزه خودش می مونه اون طرف. حیف نون با کلید گوشش رو تمیز میکنه گردنش قفل میکنه.
اهل کاشانم
زندگی دفتری از خاطره هاست یک نفر در دل شب یک نفر در دل خاک یک نفر همدم دوستی هاست یک نفر همسفر سختی هاست چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد ما همه همسفریم .
وقتی از مادر متولد شدم صدایی در گوش من طنین انداخت که با تو خواهم ماند
گفتم کیستی ؟ گفت : غم . فکر کردم غم عروسکی است که بعد ها با او بازی می کنم. اما بعد متوجه شدم من عروسکی هستم در دستان غم !
در راه رسیدن به اوج با مردم مهربان باش چون هنگام سقوط باهمان مردم روبه رو می شوی. در نگاه آنکه پرواز نمی فهمد هر چه بیشتر اوج بگیری کوچک تر می شوی. قانون معرفت می گه : باهام باشی باهاتم...دیونه بشی دیونه می شم...مریض بشی مریض می شم... بمیری میمیرم...تنهام بذاری...منتظر می مونم. می گن قلب آدما به اندازه ی مشتشونه ! ولی چه جوری یه دنیا مهربونی . یه آسمون صداقت . یه کهکشان محبت . یه دریا عشق تو مشتت جا شده.
|
About![]()
خانه ی دوست کجاست ؟ Archivesخرداد 1388فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 Links
پروانه ی دل سوخته |